علم و حکمت امام علی علیه السلام

علم و حکمت علي

در مورد علم امام و پيغمبر عقايد مردم مختلف است گروهي معتقدند که علم آنان محدود بوده و در اطراف مسائل شرعيه دور ميزند و جز خدا کسي از امور غيبي آگاه نمي باشد زيرا آياتي در قرآن وجود دارد که مؤيد اين مطلب است من جمله خداوند فرمايد:

«و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو»

کليدهاي خزائن غيب نزد خدا است و جز او کسي بدانها آگاه نيست) و همچنين فرمايد: (و ما کان الله ليطلعکم علي الغيب)  و خداوند شما را بر غيب آگاه نسازد) در برابر اين گروه جمعي نيز آنها را بر همه امور اعم از تکويني و تشريعي آگاه دانند و عده‏اي هم که مانند اهل سنت بعصمت امام قائل نمي‏باشند امام را مانند ديگر پيشوايان دانسته و گويند ممکن است او چيزي را نداند در حاليکه اشخاص ديگر از آن آگاه باشند همچنانکه عمر در پاسخ زني که او را مجاب کرده بود گفت. (کلکم افقه من عمر حتي المخدرات في الحجال) همه شما از عمر دانشمندتريد حتي زنهاي پشت پرده).

بحث در اين موضوع از نظر فلسفي مربوط است بشناسائي ذهن و دانستن ارزش معرفت آدمي و اينکه علم از چه مقوله‏اي ميباشد و خلاصه آنکه علم انکشاف‏واقع است و بدو قسم ذاتي و کسبي تقسيم ميشود  علم ذاتي مختص خداوند تعالي است و ما را بتصور حقيقت و کيفيت آن هيچگونه راهي نيست، و علم کسبي مربوط به افراد بشر است که هر کسي مي تواند در اثر تعلم و فرا گرفتن از ديگري دانشي تحصيل نمايد. و شق سوم علم لدني و الهامي است که مخصوص انبياء و اوصياء آنها مي باشد و اين قسم علم مانند علم افراد بشر کسبي و تحصيلي نيست و باز مانند علم خدا ذاتي هم نيست بلکه علمي است عرضي که از جانب خدا بدون کسب و تحصيل به پيغمبران و اوصياء آنها افاضه ميشود و آنان با اذن و اراده خدا ميتوانند از حوادث گذشته و آينده خبر دهند و در برابر هر نوع پرسش ديگران پاسخ مقتضي گويند چنان که خداوند درباره حضرت خضر فرمايد: (و علمناه من لدنا علما) و ما او را از جانب خود علم لدني و غيبي تعليم داديم و همچنين حضرت عيسي عليه السلام که از جانب خدا علم لدني داشت بقوم خود گويد:

 (و انبئکم بما تأکلون و ما تدخرون في بيوتکم)

 (شما را خبر مي دهم بدانچه مي خوريد و آنچه در خانه‏هايتان ذخيره مي کنيد. )

بنابر اين آياتي که در قرآن علم غيب را از غير خدا نفي ميکند منظور علم ذاتي است که مختص ذات احديت است و در جائيکه آنرا براي ديگران اثبات ميکند علم لدني است که بوسيله وحي و الهام از جانب پروردگار به آنها افاضه مي شود و آنان نيز با اراده خدا از امور غيبي آگاه مي گردند چنانکه فرمايد:

 (عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه احدا الا من ارتضي من رسول... )

(خداوند داناي غيب است و ظاهر نسازد بر غيب خود احدي را مگر کسي را که براي پيغمبري پسنديده باشد. )

با توجه بمفاد آيات گذشته، رسول اکرم صلي الله عليه و آله که سر حلقه سلسله عالم امکان و بساحت قرب حق از همه نزديکتر است مسلما علم بيشتري از جانب خداوند باو افاضه شده و برابر نص صريح قرآن کريم که فرمايد «علمه شديد القوي» آنحضرت برمز وجود و اسرار کائنات بيش از هر کسي آگاه بوده است و علم علي عليه السلام هم که مورد بحث ما است مقتبس از علوم و حکم آنجناب است زيرا علي عليه السلام دروازه شهرستان علم پيغمبر بود، و برابر نقل مورخين و اهل سير از عامه و خاصه نبي اکرم فرموده است:

«انا مدينة العلم و علي بابها فمن اراد العلم فليأت الباب»

همچنين نقل کرده‏اند که فرمود:

«انا دار الحکمة و علي بابها»

خود حضرت امير عليه السلام فرمود:

«لقد علمني رسول الله صلي الله عليه و آله الف باب کل باب يفتح الف باب»

يعني رسول خدا مرا هزار باب از علم ياد داد که هر بابي هزار باب ديگر باز ميکند.

شيخ سليمان بلخي در کتاب ينابيع المودة مينويسد که علي عليه السلام فرمود.

«سلوني عن اسرار الغيوب فاني وارث علوم الانبياء و المرسلين»

 (درباره اسرار غيب‏ها از من بپرسيد که من وارث علوم انبياء و مرسلين هستم) و باز نوشته‏اند که پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود علم و حکمت بده جزء تقسيم شده نه جزء آن بعلي اعطاء گرديده و يک جزء به بقيه مردم و علي در آن يک جزء هم اعلم مردم است

و از ابن عباس روايت شده است که پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود: «علي بن ابي طالب اعلم امتي، و اقضاهم فيما اختلفوا فيه من بعدي» «يعني علي بن ابيطالب دانشمندترين امت من است و در مورد آنچه پس از من اختلاف کنند داناترين آنها در داوري کردن است.»

ابن ابي الحديد که از دانشمندان بزرگ اهل سنت بوده و نهج البلاغه را شرح کرده است گويد که کليه علوم اسلامي از علي عليه السلام تراوش نموده است و آنحضرت معارف اسلام را در سخنرانيهاي خود با بليغ‏ترين وجهي ايراد نموده است.

علي عليه السلام صريحا فرمود: سلوني قبل ان تفقدوني. بپرسيد از من پيش از آنکه از ميان شما بروم! و از اين جمله کوتاه ميزان علم آنجناب روشن ميشود زيرا موضوع علم را قيد نکرده و دائره سؤالات را محدود ننموده است بلکه مردم را در سؤال از هر نوع مشکلات علمي آزاد گذشته است و اين سخن دليل احاطه آنحضرت برموز آفرينش و اسرار خلقت است و چنين ادعائي بغير از وي از کسي ديده و شنيده نشده است چنانکه ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه گويد همه مردم اجماع کردند بر اينکه احدي از صحابه و علماء نگفته سلوني قبل ان تفقدوني مگر علي بن ابيطالب.

علماء و مورخين (از عامه و خاصه) نوشته‏اند که علي عليه السلام فرمود سلوني قبل ان تفقدوني ـ از من بپرسيد پيش از آنکه مرا نيابيد بخدا سوگند اگر بر مسند فتوي بنشينم در ميان اهل تورات باحکام تورات فتوي دهم در ميان اهل انجيل بانجيل و در ميان اهل زبور به زبور و در ميان اهل قرآن بقرآن بطوريکه اگرخداوند آن کتابها را بسخن در آورد گويند علي راست گفت و شما را بآنچه در ما نازل شده فتوي داد و باز فرمود بپرسيد از من پيش از آنکه مرا نيابيد سوگند بآنکه دانه را (در زير خاک) بشکافت و انسان را آفريد اگر از يک يک آيه‏هاي قرآن از من بپرسيد شما را از زمان نزول آن و همچنين در مورد شأن نزولش و از ناسخ و منسوخ و از خاص و عام و محکم و متشابهش و اينکه در مکه يا در مدينه نازل شده است خبر ميدهم.

علي عليه السلام هميشه آرزومند بود که صاحب کمالي پيدا کند تا از مشکلات علوم و اسرار آفرينش با او بازگو کند و اشاره بسينه خود کرده و ميفرمود: ان ههنا لعلما جما ـ در سينه من درياي خروشان علم در تموج است ولي افسوس که کسي استعداد فهم آنرا ندارد.

قوانين کلي طبيعي و اصول مسلمه‏اي که مورد تحقيق دانشمندان اروپا قرار گرفته است در سخنان و خطبه‏هاي علي عليه السلام کاملا هويدا است و خطبه‏هاي آنحضرت مشحون از حقائق فلسفي و معارف اسلامي است که دانشمندان و فلاسفه بزرگ مانند صدر المتألهين و غيره استفاده‏هاي شاياني از آنها نموده‏اند.

خلفاي ثلاثه که مدت 25 سال مسند خلافت را اشغال کرده بودند چنانکه سابقا اشاره شد در رفع مشکلات علمي و قضائي از آنجناب استمداد ميکردند.

در زمان خلافت آنحضرت دو فيلسوف يوناني و يهودي بخدمت وي مشرف شدند و پس از اندکي گفتگو از خدمتش مرخص گرديدند، فيلسوف يوناني گفت: فلسفه را از سقراط و ارسطو بهتر ميداند، حکيم يهودي گفت: بتمام جهات فلسفه‏احاطه دارد.

شريف ترين علوم علم مبدأ و معاد است که در کلام علي عليه السلام به بهترين وجهي بيان شده است بطوري که اسرار و رموز آنرا کسي جز آن حضرت نتوانسته است شرح و توضيح دهد.

حديث نفس و حديث حقيقت که در برابر سؤال کميل بن زياد بيان فرموده مورد تفسير علماي حکمت و عرفان قرار گرفته و در شرح آنها کتابها نوشته‏اند. هنوز براي عالم بشريت زود است که بتوانند سخنان آن بزرگوار را چنانکه بايد و شايد ادراک کنند. علي عليه السلام در حدود يازده هزار کلمات قصار (غرر و درر آمدي و متفرقات جوامع حديث) در فنون مختلفه عقلي و ديني و اجتماعي و اخلاقي بيان فرموده و اول کسي است که در اسلام درباره فلسفه الهي غور کرده و بسبک استدلال آزاد و برهان منطقي سخن گفته است و مسائلي را که تا آنروز در ميان فلاسفه جهان مورد توجه قرار نگرفته بود طرح کرده است و گروهي از رجال ديني و دانشمندان اسلامي را تربيت نموده که در ميان آنان جمعي از زهاد و اهل معرفت مانند اويس قرني و کميل بن زياد و ميثم تمار و رشيد هجري وجود داشتند که در ميان عرفاء اسلامي مصادر عرفان شناخته شده‏اند.

علي عليه السلام در ادبيات عرب کمال تبحر و مهارت را داشت و قواعد علوم عربيه را او دستور تنظيم داد و علم نحو را بوجود آورد، در مسائل غامضه و مشکله جواب فوري ميداد و معاني بزرگ و عاليه حکمت را در قالب کلمات کوتاه بيان مينمود، هر گونه سؤالي را درباره علوم مختلفه اعم از رياضي و طبيعي و ديگر علوم بدون تأمل و انديشه پاسخ ميگفت و هرگز راه خطاء نمي‏پيمود، کسي از حضرتش کوچکترين مضرب مشترک اعداد را از يک تا ده سؤال کرد فورا فرمود: اضرب ايام اسبوعک في ايام سنتک.

يعني شماره روزهاي هفته (7) را در روزهاي سال (360) ضرب کن که عدد منظور (2520) بدست خواهد آمد که از يک تا ده بدون کسر به آنها قابل تقسيم است.

سرعت ادراک و انتقال، و تيز هوشي آنجناب بقدري بود که همه را متحير و متعجب ميساخت چنانکه عمر گفت: يا علي تعجب من از اينکه تو بر تمام مسائل علمي و قضائي و فقهي احاطه داري نيست بلکه تعجب من از اينست که تو هرگونه سؤال مشکلي را در هر موردي که باشد بلافاصله و فوري و بدون انديشه و تأمل جواب ميدهي! حضرت فرمود اي عمر اين دست من چند انگشت دارد؟ عرض کرد پنج انگشت. فرمود پس چرا تو در پاسخ اين سؤال انديشه نکردي؟ عرض کرد اين واضح و معلوم است احتياجي بانديشه ندارد، علي عليه السلام فرمود کليه مسائل در نظر من مانند پنج انگشت دست در نظر تست!

علي عليه السلام در اسرار هستي و نظام طبيعت حکيمانه نظر ميکرد و سخناني در توحيد و الهيات و کيفيت عالم نامرئي بيادگار گذاشته است که در نهج البلاغه و ساير آثار او مندرج است.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی

درخواست بد!

پارامتر های درخواست شما نامعتبر است.

اگر این خطایی که شما دریافت کردید به وسیله کلیک کردن روی یک لینک در کنار این سایت به وجود آمده، لطفا آن را به عنوان یک لینک بد به مدیر گزارش نمایید.

برگشت به صفحه اول

Enable debugging to get additional information about this error.